سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

67

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

أو گفت كه : من نمىتوانم كه اقدام كنم بر طعن صحابه وسلف . من گفتم كه : كتاب خدا شهادت مىدهد به اينكه بعضي از آنها در حيات پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) مخالفت آن حضرت در كارهايى كردند كه به سبب آن طعن بر آنها وارد مىشود وحال آنكه آنها در آن حال از آن حضرت هم رجاء داشتند وهم خوف ، وآنچه پوشيده وپنهان مىكردند حق تعالى شأنه به طريق وحى ‹ 294 › آن حضرت را بر اسرار ايشان خبردار مىگردانيد ، واين كارها از ايشان هم در حال خوف صادر شد وهم در حال امن ، وهم در حال صحت وهم در حال مرض ، وهرگاه كه با وجود اين حال در زمان حيات آن حضرت چنين كارها از ايشان صادر شد پس صدور مخالفت از ايشان بعدِ وفات آن حضرت وانقطاع خوف ورجا چگونه مستبعد باشد ؟ ! آن فقيه گفت : در كدام موضع از قرآن اين شهادت واقع است ؟ گفتم : قال الله - جل جلاله - في مخالفتهم له في الخوف : ( وَيَوْمَ حُنَيْن إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَضاقَتْ عَلَيْكُمُ الأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرينَ ) ( 1 ) ، فروى أصحاب التاريخ أنّه لم يبق إلاّ ثمانية أنفس : علي [ ( عليه السلام ) ] ، والعباس ، والفضل بن العباس ، وربيعة وأبو سفيان - ابنا الحارث بن عبد المطلب - ، وأسامة بن زيد ، وعبيدة بن اُمّ أيمن - وروي أيمن بن أمّ أيمن - .

--> 1 . التوبة ( 9 ) : 25 .